ღ♥ღسکــــــوت ســـــــردღ

ღ♥ღسکــــــوت ســـــــردღ

عید نوروز چگونه شکل گرفت

پیدایش جشن نوروز

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت میدهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارمـ و پنجمـ هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره‌ای آنان بیگمان ادبیات پیش از اسلـامـ بوده، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید میدانند.

سفره ی هفت سینhttp://azsafar.com/wp-content/uploads/2012/02/norooz.jpg

 

 

در خور یادآوری است که جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار میشده و ابوریحان نیز با آن که جشن را به جمشید منسوب میکند یادآور میشود که: (آن روز که روز تازه‌ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن همـ نوروز بزرگ و معظمـ بود).

روایت‌هـای اسلـامی درباره نوروز

آورده اند که در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین که پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید که این چیست؟ گفتند که امروز نوروز است. پرسید که نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود که خداوند عسکره را زنده کرد. پرسیدند عسکره چیست؟ فرمود عسکره هزاران مردمی بودند که از ترس مرگ ترک دیار کرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده کرد وابرها را فرمود که به آنان ببارند از این روست که پاشیدن آب در این روز رسمـ شده. سپس از آن حلوا تناول کرد و جامـ را میان اصحاب خود قسمت کرده و گفت کاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس که گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدمـ گفت آیا این روز را میشناسی؟ گفتمـ این روزی است که ایرانیان آن را بزرگ میدارند و به یکدیگر هدیه میدهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند که این بزرگداشت نوروز به علت امری کهن است که برایت بازگو میکنمـ تا آن را دریابی. پس گفت:‌ای معلی، روز نوروز روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند و او را شریک و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شکوفا و درخشان شد. همان روزی است که کشتی نوح در کوه آرامـ گرفت. همان روزی است که پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت‌هـای قریش را از کعبه به زیر افکند. چنان که ابراهیمـ نیز این کار را کرد. همان روزی است که خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت کنند. همان روزی است که قائمـ آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور میکنند و همان روزی است که قائمـ بر دجال پیروز میشود و او را در کنار کوفه بر دار میکشد و هیچ نوروزی نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیمـ، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.


پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای کهن ایران هر یک از ۱۲ ماه سال ۳۰ روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجک، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت که در هیچ یک از ماه‌هـا حساب نمی شود. مراسمـ پنجه تا سال ۱۳۰۴، که تقویمـ رسمی شش ماه اول سال را سی و یک روز قرارداد، برگزار میشد.

میر نوروزی

از جمله آیین‌هـای این جشن ۵ روزه، که در شمار روزهای سال و ماه و کار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاکمـ و امیری انتخاب میکردند که رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار میکرد. ابوریحان از مردی بیریش یاد میکند که با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردمـ را سرگرمـ میکرد و چیزی میگرفت. و همـ اوست که حافظ به عنوان ( میرنوروزی) دوران حکومتش را ( بیش از ۵ روز) نمی داند.

از برگزاری رسمـ میر نوروزی، تا لـااقل ۷۰ سال پیش آگاهی داریمـ. بیگمان کسانی را که در روزهای نخست فروردین، با لباس‌هـای قرمز رنگ و صورت سیاه شده در کوچه و گذر وخیابان میبینیمـ که با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردمـ را سرگرمـ میکنند و پولی میگیرند بازمانده شوخی‌هـا و سرگرمی‌هـای انتخاب (میر نوروزی) و (حاکمـ پنج روزه ) است که تنها در روزهای جشن نوروزی دیده میشوند و آنان در شعرهای خود میگویند: (حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی

نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





نویسنده: هستی تابناک ׀ تاریخ: چهار شنبه 24 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

درباره وبلاگ

درامتداد سکوتم در امتداد غم ودرد رها شده بودم میان فصلی سرد دلم گرفته بود وصدایت نوای باران بود نگاه پر محبت وگرمت چوچشمه ساران بود درون سینه من سکوت بود وغم بود وغم بود وسکوت سکوت چون سم بودو سم بود وسکوت ودست مهر تو آمد سکوت رفت وتو ماندی وبا ترانه ی باران چه عاشقانه تو خواندی … کنون که تو رفتی دلم چگونه بماند دلم چگونه بخندد،دلم چگونه بخواند کنون که تو رفتی سکوت مبهم وتارم دوباره کرده اسیرم دوباره برده قرارم … برو ای صمیمی برو که دعایم حواله راهت برو تا به فردا برو که خدایم همیشه پناهت


لینک دوستان

لینکهای روزانه

جستجوی مطالب

طراح قالب

CopyRight| 2009 , d0rd00ne.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.COM